بلوغ عاطفی جنسی


اساسا رابطه ی زناشوی مناسب از لحظه ی انتخاب همسر شروع میشه و از اونجای که رفتارجنسی مثل تمام رفتارهای دیگر از شخصیت فرد نشائت می گیره،بنابراین به میزانی که دو نفر از لحاظ شخصیتی به هم نزدیک هستند در برقراری روابط جنسی و رفتارهای جنسی هم به هم دیگر نزدیک هستند.

در حوزه ی روابط جنسی سالم حتما باید یک رابطه ی عاطفی سالم به عنوان زیر بنا باشه که این رفتار جنسی یک روابط عاطفی سالم و بالغانه است.

واگر کسی به بلوغ عاطفی هنوز دست پیدا نکرده نمی تونه نحوه ی صحیح رابطه ی جنسی رو برقرار کنه

بنابراین باید موقعه ی انتخاب همسر به این نکته توجه کنیم که بازخورد روابط عاطفی سالم رو در زندگیمون تجربه کنیم و در امتداد اون در شب روابط زناشوی سالم رو با ما برقرار کنه.

(بیان انتظار)

دو نفری که زن و شوهر هستند و در یک تعامل عاطفی باهم بسر میبرند این تعامل عاطفی قطع به یقین انتظاراتی را از هم دارند.

"مثلا فرض بفرماید یک مرد از خانمش انتظار داره که روزشو با ایشون شروع کنه،اگر چه خانمش خانه دار هست و متواند تا ساعات طولانی روز بخوابد اما همسرش ازش انتظار دارد که براش صبحانه درست کنه و باهم صبحانه بخورند"

که این تغذیه عاطفی و انتظار ساده ی عاطفی است اگر این انتظار برآورده نشه در طولانی مدت این عاطفه از بین میره

در عصر حاضر ما انسان ها اولویت زمان را به کارمان نسبت میدهیم و اگر وقت اضافه داشتیم،باهم تقسیمش می کنیم،که همین مورد باعث تضعیف رابطه ی عاطفی میشود وقتی هر دو طرف میبینیم که همسرشان وقت اضافه ی خود را به انان تعلق میدهد،کم کم احساس می کنند ان جایگاه مناسب را در ذهن و زندگی شریک خود ندارند.


"بیان انتظارات جنسی"

وقتی دو انسان انتظارات خود را در روابط روزمره به همدیگر نمی گن،قطع به یقین در انتظارات جنسی آنها هم مسئله دارند،از روزهای اول در ذهن آدم ها ب تابلو ورود ممنوع زده میشود که مانع مواجه شدن با نیازهای طبیعی در حوزه ی زوجین هستش که روی آن نام حجب و حیا و خجالت گذاشته شده که همین امر باعث میشه که مطرح نشه.

"مهارت بیان انتظارات"

اگرما با کسی ازدواج کردیم ک هنوز به بلوغ عاطفی نرسیده و قدرت مدیریت زندگی زوجین رو نداره و وقتی وارد زندگی میشه هر چیزی که خلاف میلش باشه رو ناراحت میشه و واکنش نشون میده و همین مسئله باعث میشه در دفعات بعد رفتارشو سانسور کنه،اما اگر ما زندگی زناشوی رو یاد گرفته باشیم،یاد میگیریم که هرجا خواسته هامون باهم تعارض داشت و ما خواسته ی طرف مقابلمونو دوست نداشته باشیم،با اون مسئله به راحتی کنار میایم و میپذیریم دو نفر که باهم راه میرن و در یک مسیری باهم مشترک هستند ممکن است یک نفر سریعتر راه برود و همراهش آرامتر خب وقتی این دو تصمیم میگیرین باهم این مسیر رو طی کنن برخلاف میل باتنی شخص از سرعت خودش کم میکند تا بتواند هم مسیر بشوند.

پس هر دو طرف یه فشار رو تحمل میکنند برای همراهی که قبول کردن باهم،حالا اگه این دو نفر یاد نگرفته باشن که این فشار رو تحمل کنن برای همراهی این اتفاق تا بسترشونم کشیده میشه...

انسان بدون سخن هیچ نیست از بیان نیازهای خود 

نترسیم.

نویسنده: آیدا مطور

دانشجوی روانشناسی بالینی

زمستان ۹۷

---

ارسال نظر

عکس خوانده نمی شود